تبليغاتX
((باز من دیوانه ام ...مستم))

سه شنبه 29 فروردین1385

او را می شناسی؟!!!!!................

 

بود در كشور افسانه كسي شهره در نه گفتن

 نام مي خواهي ؟ نه! ....

 كام مي جويي ؟ نه! ...

تو نمي خواهي يك تاج طلا بر سر ؟ نه!....

 تو نمي خواهي از سيم قبا در بر ؟ نه !....

مذهب ما را مي داني ؟ نه!....

خط ما مي خواني آيا ؟ نه !....................

نه ........‚به هر بانگ كه بر پا مي شد
نه.......... ‚به هر سر كه فرو مي آمد
نه ........‚به هر جام كه بالا مي رفت
نه...... ‚به هر نكته كه تحسين مي شد
نه..... ‚به هر سكه كه رايج مي گشت ...


((روزي آيينه به دستش دادند........

مي شناسي او را ؟؟!!!....

آه ..آري.... خود اوست ..!!!

مي شناسم او را ............................

 گفته شد ديوانه است !!!

سنگسارش كردند ..................................))

 

او را مي شناسي؟!!!........

 

پ.ن: اين...همون مرد نيست............

ولي يكي از بهترين عكسهاييه كه ديدم....

 
 

نوشته شده توسط الهام در 4:56 |  لینک ثابت   • 

جمعه 25 فروردین1385

گم کرده ام........!

 

((اين روزها كسي مرا نمي شناسد...!!
 
ديگر خودم هم خودم را نميشناسم...!!
 
..........................
 
يادم رفت اخرين بار سوراخ ته جيب هايم را بدوزم.....!!
 
.......................................................................................))
 
 
ديگر كسي مرا نمي شناسد....
 
 
.................................................................................
نوشته شده توسط الهام در 3:38 |  لینک ثابت  

جمعه 18 فروردین1385

باران.................

 

((هنوز هم وقتي باران مي بارد....
 غرق در تمام زيباييهايش ...
دلم ميگيرد.
شايد به  قول کیمیاگر
.هنوز انقدر كه بايد اوج نگرفته ام....
هنوز هم خيلي خرده شيشه دارم..........................
و  باز
 ارزو می کنم باران ببارد......
پرده چشمانم زیر باران کمرنگ تر میشود.......))
 
باران...
 
 
 
 
 
نوشته شده توسط الهام در 22:31 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 16 فروردین1385

...................

 

خدایا مرا وسیله ای برای صلح  و ارامش قرار ده

بگذار هر جا تنفر است بذر عشق بکارم.

هر جا ازردگی است ببخشایم.

هر جا شک است ایمان..هر جا یاس است امید

هر جا تاریکی است روشنایی و هر جا غم جاری است..

شادی نثار کنم.

الهی توفیقم ده که پیش از طلب همدردی..همدردی کنم

پیش از انکه مرا بفهمند دیگران را درک کنم..

پیش از انکه دوستم بدارند.. .دوست بدارم.

زیرا در عطا کردن است که می ستانیم

و در بخشیدن است که بخشنده می شویم

و در مردن است که حیات ابدی می یابیم.......................

 

امين..........

 

..........................................

 

نوشته شده توسط الهام در 2:51 |  لینک ثابت   • 
 


www.irLearn.com